تبلیغات
نشانی - مراقب دلهامان باشیم...

مراقب دلهامان باشیم...

یکشنبه 16 آبان 1389  12:14 ق.ظ

نوع مطلب :سوره بقره ،

خَتَمَ اللهُ علی قُلُوبِهِم و علی سَمعِهِم و علی أبصارِهِم غِشاوَةٌ و لهم عذابٌ عظیم: خدا بر دلهاشان مُهر زده و بر گوش و چشمهایشان پرده ایست و ایشان عذابی عظیم دارند.

کفر هم مانند ایمان، مراتب مختلفی دارد، آنچنان که در این آیه، خداوند، مهر بر دلها زدن را به خود نسبت داده، اما پرده بر چشم و گوش داشتن را به خود کفار نسبت داده؛ و این اختلاف در تعبیر، بدین معناست که یک مرتبه از کفر از ناحیه خودشان بوده که به کلام حق توجه نداشتند و مرحله شدیدتر را خداوند به عنوان مجازات اعمال و رفتار و اندیشه های آنان بر دلهای آنان افکنده؛ پس اعمال آنان، در میان حجاب خود و حجاب خداوند قرار گرفته است...، حقا که "غشاوة"، سخت آنان را دور کرده است از مسیر...؛

در روایتی از امام صادق(ع) درباره وجوه کفر چنین آمده است: "کفر در کتاب خدا بر پنج قسم است: اول، کفر حجود بر انکار ربوبیت خداست و دیگری، جحود بر معرفت است، که کسی با اینکه حق را شناخته و برایش ثابت شده، آن را انکار کند؛ سوم کفر به ترک دستورات الهی، چهارم کفر برائت و پنجم کفران نعمت است.

بی شک در آن روز، که پرده ها فرو می افتد و عاقبت کارمان مشخص می گردد، چاره اندیشی برای به سلامت گذشتن جایی ندارد؛ که در آن روز، ماییم و نامه عمل و جزءجزء کارهای نیک و بد، که در آن روز، دستگیری نیست برای یاری و استعانت...؛

می توان تصور کرد که بی خبران از عالم معنی، در آن روز، حسرت خوران به گذشته خود می نگرند و در پی مفرّی برای نجات، اما چه امید عبثی، که هیچ راهی برای عبور نمی یابند؛

بی شک در آن روز، آنهایی که مُهر بر قلب و گوش و چشمشان خورده، منتظران بیمناک سرنوشت خوفناک خود هستند، که دریافته اند همان خدای مهربان مؤمنین، به هنگام عِقاب و جزا، بسی منتقم و جبّار است...؛ اما چه سود که تنها درک حقیقت حقه می توانست برای آنان رهایی بخش باشد... که نشد؛ که نفهمیدند؛ که نخواستند بفهمند!

آنان چوب غفلت خود را می خورند، غفلت از دلهاشان، که هوس و خواهش و آرزو و ثروت و غرور و کبر و حسد و منیّت، جایی برای اخلاص و تقوی و امید و معنویت و تواضع و ازخودگذشتگی باقی نگذاشته است...،

که دلهاشان، سخت شده، سخت و سیاه...؛ مراقب دلهامان باشیم.


نوشته شده توسط: سید محمد هادی طباطبایی | آخرین ویرایش:یکشنبه 16 آبان 1389 | نظر شما() 

مینا خوجانی
یکشنبه 16 آبان 1389 03:14 ق.ظ
ای در درون جانم و جان از تو بی خبر
وز تو جهان پر است و جهان از تو بی خبر
چون پی برد به تو دل و جانم؟که جاودان
در جان و در دلی، دل و جان از تو بی خبر
...
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.