تبلیغات
نشانی - روز سوم: صداقت

روز سوم: صداقت

پنجشنبه 13 مرداد 1390  07:14 ق.ظ

نوع مطلب :"سی روزۀ راز و نیاز" ،

وَ قُل رب أَدخِلنى مُدْخَلَ صِدْق وَ أَخرِجنى مخْرَجَ صِدق وَ اجعَل لى مِن لَّدُنك سُلطانا نَصیرا: و بگو : پروردگارا ! مرا ( در هر كار ) صادقانه وارد كن، و صادقانه خارج کن، و از سوى خود سلطان و یاورى براى من قرار ده. (اسراء، 80)

سرانجام باطل و دروغ و نیرنگ، گمراهی است و شکست و نابودی؛ که دروغ، راهزن است و آدمی از راه به در می کند و دوست و نزدیک و آشنا را از تو دور می کند و تو را به پرتگاه سقوط و سراشیبی انحطاط و بیابان وهم آلود، نزدیک و نزدیک تر... اصل پیشرفت امور و برکت وقت و مال و جان آدمی را در صداقت دانسته اند و من و تو نیز، بارها آن را آزموده ایم که بهترین کار، پرهیز از دروغ است و روی آوردن به صداقت و راستی در گفتار و کردار و پندار.

راه و روش و منش و رفتار و گفتار انبیاء و اولیای الهی نیز بدین گونه بوده که همواره فکرشان، گفتارشان و عملشان از هرگونه تقلب و فریب و نیرنگ و هرآنچه که برخلاف صداقت و راستی و درستی است، پاک بوده؛ که رمز "رفتن" و "رسیدن" را در صداقت و درستی و راستی جُسته اند... و البته که یافته اند!

..............

آقای احمد انصاری، فرزند عارف بزرگ شیخ محمدجواد انصاری همدانی نقل می کند که: «یک روز، یک بازاری، خدمتشان آمد و گفت یک تیرگی در من ایجاد شده و نمی توانم نمازم را با توجه بخوانم. می‌فرمایند: برای این است که در فلان معامله ای که کردی، دروغ گفتی! برو استغفار کن و آن را جبران کن.»


* بعد از چند وقتی، یکی از بچه ها رو دیدم، داره درباره خانواده ش میگه و کارایی که میخواد انجام بده؛ بهم میگه: "آقا سید، من خیلی واسم مهمه که بچه مو چه جوری تربیت کنم، هم واسه خودم مهمه، هم واسه خانمم اینا..." داره حرف میزنه که تلفن زنگ میزنه؛ پشت گوشی شروع میکنه به قسم خوردن واسه جوش دادن معامله؛ همه جور قسمی میخوره؛ بلند بلند و تند تند... حرفاش که تموم میشه، برمیگرده بهم میگه: "باور کن اگه دروغ نمیگفتم، یه معامله گنده پریده بود؛ اینجور وقتا دروغ مصلحتی اشکال نداره، درسته؟!" جوابی ندارم بهش بدم... .


نوشته شده توسط: سید محمد هادی طباطبایی | آخرین ویرایش:چهارشنبه 12 مرداد 1390 | نظر شما() 

مسافر
شنبه 15 مرداد 1390 06:09 ب.ظ
کاش ولی بهش میگفتی
چرا واقعا نمی گیم این طور موقع ها

در پناه خدا
طه عزیزی
پنجشنبه 13 مرداد 1390 10:00 ق.ظ
سلام
تازه وبلاگتونو دیدم، خیلی اتفاقی،
خیلی زیبا مینویسین، قلم خیلی زیبایی دارین...
خدا بهتون خیر بده...
با شما هستم با "سی روزۀ راز و نیاز"
یا علی
فاطمه
پنجشنبه 13 مرداد 1390 09:32 ق.ظ
واقعا که صداقت، هدیه با ارزشی ست به کسانی که دوستشان داریم...
ممنون که با نوشته های زیباتون، بهمون تلنگر میزنین
میثم
پنجشنبه 13 مرداد 1390 08:34 ق.ظ
سلام
عالی بود، خوش به حالت که میتونی به این زیبایی بنویسی...
التماس دعا.
خواهر
پنجشنبه 13 مرداد 1390 08:14 ق.ظ
خیلی قشنگ بود انشاءالله بتوانیم دروغ نگوییم حتی اگر به ضررمان تمام شود مخصوصا در این ایام عزیز التماس دعا
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.