تبلیغات
نشانی - روز هشتم: محبت

روز هشتم: محبت

سه شنبه 18 مرداد 1390  11:14 ق.ظ

نوع مطلب :"سی روزۀ راز و نیاز" ،

وَ مِن الناسِ من یتخِذ من دونِ الله اندادا یُحبونَهُم كحُب الله و الذین امنوا اشدُّ حُبا لِله: و برخی از مردم همتایانی غیر از خدا می گیرند و آنها را چون خدا دوست می دارند، ولی آنها که ایمان آورده اند، خدا را بیش از هر چیزی دوست می دارند. (بقره، 165)

محبت را عرفا در اصطلاح چنین گفته اند که "به سرور و لذتی که ناشی از جذب شدن به جمال و کمال حقیقی باشد، تعبیر شده است. این کشش درونی، قابل شدت و ضعف است که در مرتبه ضعف، همان ارادت است، در مرتبه بعد، شوق خوانده می شود و در مرحله قوی تر، به آن محبت گفته اند و اگر محبت و علاقمندی به شدت برسد، آن را عشق گویند"

حرف از محبت است؛ از رابطه میان آدمی و خدای او... که او انسان را آفرید، همه امکانات را برایش فراهم آورد تا به کمال دست یابد؛ بنده ای که توانایی رسیدن به اعلی علیین را دارد و البته اگر غفلت کند، تا اسفل السافلین نیز سقوط می کند... محبت خالق بر مخلوق، از آنجا بر همگان آشکار می شود که خدای تعالی، "بهترین ها را در اختیار آدمی قرار داد تا بهترین باشد" و این است که وظیفه آدمی را سنگین تر می کند... .

..............

مردی را زنی بود که یک چشم آن، سپید بود و مرد به واسطه زیادی محبت از آن عیب، بی خبر! چون محبت کم شد، زن را گفت: این سپیدی چشم، کِی پدید آمد؟ گفت: آنگاه که محبت من در دل تو کم شد!

 

* خیلی وقت ها همین که به محبت و مصداق محبت ورزیدن فکر میکنم، محبتی مطابق آنچه پدر و مادر بر فرزندشان ارزانی می کنند، پیدا نمی کنم... و خیلی صادقانه بگم، محبتی که طی این سالهای زندگی، از پدر و مادر عزیزم در مراحل مختلف دیده ام، را در حد نهایت محبت می دانم و حس می کنم... الهی همه مان بتوانیم به جبران این همه محبت این دو عزیز، رضایت همیشگی آنها را به دست بیاوریم... آمین.


نوشته شده توسط: سید محمد هادی طباطبایی | آخرین ویرایش:سه شنبه 18 مرداد 1390 | نظر شما() 

امیررضا
سه شنبه 18 مرداد 1390 07:34 ب.ظ
سلام
عالی بود، مثل همیشه...
مرسی آقا هادی
مرجان امیری
سه شنبه 18 مرداد 1390 07:32 ب.ظ
سلام
تازه وبتونو دیدم
خیلی خوب مینویسین درباره آیه های قرآن...

"مردی را زنی بود که یک چشم آن، سپید بود و مرد به واسطه زیادی محبت از آن عیب، بی خبر! چون محبت کم شد، زن را گفت: این سپیدی چشم، کِی پدید آمد؟ گفت: آنگاه که محبت من در دل تو کم شد!"
این حکایت رو قبلا خونده بودم، عالی بود انتخابتون...
التماس دعا
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.