تبلیغات
نشانی - روز بیست و چهارم: تواضع

روز بیست و چهارم: تواضع

پنجشنبه 3 شهریور 1390  02:14 ب.ظ

نوع مطلب :"سی روزۀ راز و نیاز" ،

وَ عِبادُالرّحمان الّذین یَمشونَ علی الأرضَ هَونا و اذا خاطبهمُ الجاهلون قالوا سلاما: و بندگان خدای رحمان، کسانی اند که روی زمین به فروتنی راه می روند و چو جاهلان (به ناروا) خطابشان کنند، سلام کنند (و درگذرند) (فرقان، 63)

روزگاری عجیبی شده؛ به خاطر مقداری پول بیشتر داشتن یا به خاطر دو کلاس درس خواندن و فلان مدرک را گرفتن و به خاطر فلان پست و جایگاه اجتماعی را داشتن، دیگر، نعوذ بالله، خدا را هم بنده نیست؛ چنان با غرور و کبر و خودشیفتگی حرف می زند و راه می رود و برخورد می کند که گویی چه شده... انگار نه انگار که جمال و مال و حال آدمی، خیلی بیشتر از اندازه ای که تصورش را بکنی، ناپایدار و زودگذار است...

ای داد بیداد از این روزگار؛ که آدم ها خود را پشت نقاب هایشان پنهان می کنند، که کمتر کسی را می بینی که متواضعانه از ضعف خود بگوید، در پی رفع آن برآید و از غرور به دور باشد... زمانۀ بدی شده.

..............

حسن بن علی (ع) را گذری بر بینوایان افتاد که پاره های نان در پیش رو داشتند و می خوردند. امام را دعوت به طعام خویش کردند، امام با آنان نشست و غذایی خورد؛ آن گاه سوار بر مرکب شد و فرمود: همانا خداوند متکبر فخرفروش را دوست ندارد.

 

 

* پناه می برم به خدا از غرور و تکبر، که اگر به انتخاب من باشد، یکی از بدترین خصلت های آدمی ست و شاید چیزی به اندازه مواجهه با آدمی این چنین، برایم سخت و ناگوار نباشد... .


نوشته شده توسط: سید محمد هادی طباطبایی | آخرین ویرایش:پنجشنبه 3 شهریور 1390 | نظر شما() 

 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.