تبلیغات
نشانی - شأن بندگی، راه زندگی

شأن بندگی، راه زندگی

سه شنبه 6 مهر 1389  12:14 ق.ظ

نوع مطلب :سوره حمد ،

ایاک نعبد و ایاک نستعین: تنها تو را می پرستیم و تنها از تو یاری می جوییم

حق دارد بنده چون تو خدایی مهربان، که بگوید درد دلش را با تو، صریح و بی پرده که: خدای من، خدای مهربانی ها، تو که رحمانی و رحیم، تو که تنها خالقی و تنها قادر مطلق، تو که تنها مالکی و تنها سزاوار ستایش...، تو با این همه عزت و عظمت، یاری ام کن مرا، که بی تاب دوری ات مانده ام و در اضطراب جدایی ات، بیمناکم و هراسان... تو بدان که تنها تو را سزاوار ستایش می دانم و پایدار بر این عهد دیرین، تنها از خودت یاری می جویم که خود فرموده ای: بخوانید مرا تا اجابت کنم شما را...؛

ظاهر آیه نشان می دهد راه را، که بنده باید دریابد حقیقت آن را تا دُر یابد...، که تو در ابتدای آیه، عبودیت خود را فریاد می کنی که : "خدایا، بنده ات به سراغت آمده، بنده ای که وجود منزّهت را به شهادت می گیرد و سرمست و خشنود است از توفیق بندگی یافتن" و آنگاه ذکر می کنی: "حال که بندگی ام را پذیرفتی، یاری و راهنمایی ام کن که در برابر موج حوادث و سیلاب سختی ها، تنهایم و محتاج یاری تو بی همتا، تو که قادری بر هر امری، پس مرا نیز، به بندگی بپذیر و دستم بگیر و جُرمم بپوشان و یاری ام کن...؛" پس ظاهر آیه، نشان می دهد که اظهار بندگی کردن، مقدم است بر طلب یاری داشتن و درخواست راهنمایی کردن.

عرب، "ایاک" را در معنی حصر به کار می برد، که وقتی می گوید: ایاک نعبد، یعنی تنها تو را می پرستیم، فقط تو را؛ و تنها از تو یاری می جوییم، فقط از تو... تنها از او؟ به راستی چنین است؟ کاش چنین باشد... که رستگاری دو عالم در آنست...؛

و "ایاک" را که مفعول این جمله است، تنها به این دلیل حق تقدم داده که "منحصر بودن" بندگی و "یکی بودن" راهنما را یادآور شود؛ که وقتی می گوید: ایاک نعبد و ایاک نستعین؛ یعنی تنها تو را می پرستیم و تنها از تو یاری می جوییم؛ که یعنی شأن ما، به بندگی توست ای خدای مهربان، که تنها تو سزاوار ستایشی و تنها تویی که می توانی ما را به راه راست هدایت کنی...، که اگر چنین نبود، به سیاق قاعده می گفت: نعبد ایاک... پس اگر چنین ذکر شده، تنها به این نکته اشاره دارد که شأنیت آدمی، به بندگی خداست، او که تنها دلیل است در این دنیای سرگردانی ها...؛

وای از این دریای معانی که در جان این آیات نورانی نهان است... که اگر تو در خود بنگری و با خود بیندیشی، در می یابی عظمت نهفته در این معانی نورانی را... که: بارالها، بندگی ام بپذیر، دستم بگیر و راهنمایم باش که گذر از مهلکه های سخت و گردنه های صعب العبور دنیوی، تنها به یاری و استعانت خالقی بی همتا همچون تو میسر می شود، تنها تو که لایق و سزاواری به بندگی کردن.

چه زیبا گفت:

شب تاریک و بیم موج و گردابی چنین هایل

کجا دانند حال ما سبکباران ساحلها...

که اگر حقیقت عبودیت را دریابی، نگرانی از وجودت رخت بربندد، که:

حضوری گر همی خواهی از او غایب مشو حافظ

و این چنین درک می کنی این حقیقت را، که شأن ما، تنها به بندگی اوست و راه زندگی، تنها به هدایت او آشکار می گردد.


نوشته شده توسط: سید محمد هادی طباطبایی | آخرین ویرایش:- | نظر شما() 

ایلیا صدر
پنجشنبه 8 مهر 1389 09:25 ق.ظ
سلام
این آیه را در یکی از پستهایم "دروغ بزرگ" نامیدم.
دروغی که هر روز تکرار می کنیم.

موفق باشید.
التماس دعا
مینا خوجانی
سه شنبه 6 مهر 1389 03:58 ق.ظ

او که بخشنده و مهربان است، او که پروردگار جهانیان است، او که مالک روز جزاست، او که...
مگر داریم دستگیری غیر از او؟ پناهی غیر از او؟ خدایی غیر از او؟...
دانا و بینا و شنوایی که سنگ صبور همه ماست...بی چشم داشتی آفریده نعمتها را و بی چشم داشتی عطا می کند بهترین ها را...
ای کاش نه فقط به وقت غمها و مشکلات، که همیشه، از خودش یاری بجوییم و تنها خودش را صدا بزنیم که بی شک تنهایمان نخواهد گذاشت... .

تنها تویی که هستی و غیر از تو هیچ نیست
ای هرچه هست و نیست به تنهاییت گوا
آنجا که دست هیچ کسش نیست دستگیر
مسکین دلشکسته، تو را می کند صدا...
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.