تبلیغات
نشانی - مطالب شهریور 1389

تنها مالک

سه شنبه 30 شهریور 1389  10:14 ب.ظ

نوع مطلب :سوره حمد ،

مالک یوم الدین: (خداوندی که) مالک روز جزاست

از خدایی می گویم که صاحب اختیار است، فرمانروای بر هر چیز و قادری مطلق، که عرصه خلقت، شاهکار بی نظیر خداوندی اوست...؛ از خدایی که پیش تر، در وصف بزرگی اش گفته ام و از شکوهش نوشته ام و از هیبتش سخن رانده ام و بر محبتش، مشتاق تر شده ام و مهربانی اش را بیشتر دریافته ام...، بیشتر دریافته ایم... بیشتر دریافته ایم؟! ای کاش چنین باشد...؛

مالک روز جزاست، او که صاحب امرست، صاحب مطلق امور و فرمانروای بی همتا، خدایی که در عین رئوف و رحمان بودن، قهار است و منتقم؛ خدایی که با اینکه صاحب الامر است، اما تفویض کرده است قدرتی را به تو؛ تا شاید در بندگی اش بیشتر بکوشی و از جام بی پایان رحمتش، بیشتر بنوشی...؛ او که مالک روز جزا و صاحب روز موعود "قیامت" است...، مالک یوم الدین!

از امام صادق(ع) نقل شده که: "یوم الدین، روز حساب است"؛ روز حساب؟ همان روزی که خدای مهربانی ها مالک آنست؟ ای کاش خود را به زیور خوبی ها بیاراییم و چراغ محبت وی در دل خود روشن نگه داریم که در آن روز و در آن هنگام، تنها دادرس و مددکارمان اوست؛ او که صاحب اختیار روز جزاست...

بحث در باب ریشه "مالک" وجود دارد، چه اینکه برخی از مفسرین، ریشه آن را از "مَلِک" دانسته اند و گروهی نیز از "مُلک"؛ اما آنچه مسلم است اینست که مالک ما، مالک روز جزا، مالک همه مخلوقات و مالک همه کائنات، همان یگانه خداوندی ست که تنها مَلک واجب الوجود است و مُلک خداوندگاری، تنها سزاوار اوست و اوست یگانه خالقی که قادر است و واحد است و صاحب، صاحب روز جزا...؛ اینجاست که عشق و عاشق و معشوق، جمله "یکی" می شود و نور نامتناهی مهر و محبت پروردگار بر وجود بندگان حقیقی اش می افتد که: "ایها الناس، اینجا محشر است، روز جزا؛ شمایید و خدا!"

روزهای زیستن و لحظه های زندگی، مثل نواری از جلوی دیدگان آدمی می گذرد... و چه روسفید و سربلند است آن که عمل، به "میزان" کرده و دل، تنها در گروی محبت یار نهاده که او، تنها مالک روز جزاست.

نوشته شده توسط: سید محمد هادی طباطبایی | آخرین ویرایش:چهارشنبه 31 شهریور 1389 | نظر شما() 

مهربانی بی پایان

شنبه 27 شهریور 1389  11:14 ب.ظ

نوع مطلب :سوره حمد ،

الرحمن الرحیم: (خدایی که) بخشنده و مهربان است

خدای رحمان و رحیم، خدای خوبی ها، مهربانی ها...

شاید تنها اندکی نگریستن به لطف و مهربانی بی پایان خداوند و درک حدّ محبت و میزان عنایت او، دل هر ذره ای را از خود، بی خود کند... که براستی درک محبت خدا، چه گوارا می سازد بندگی بی نقاب و بی طمع آدمی را...؛ که تو باشی و محبوب و دلِ تو در میان، که آن را ارزانی تجلی یار کرده ای و خود، در پشت پرده حضور، اجازه ورود می خواهی...

الله اکبر از این همه مهربانی و عنایت که کردگار بی همتا نصیبمان کرده و وای از آن روز... از آن روز که به خود آییم و زخم دل خود را دریابیم که دل، سیاه کرده ایم به ناسپاسی در برابر دریای شورانگیز لطف خالق... دور باد چنین روزی...؛

گفته اند که در این فراز، رحمان، اشارت دارد بر رحمت عام و همگانی پروردگار جهانیان، که همواره بر همگان جاری و ساری ست، لطفی که شامل حال همگان می شود و محبتی که بر همه مخلوقات عیان است و بی شک، بی نیاز به بیان...؛

و رحیم، راهبر است بر لطف خاص خدا، بندگان خاص خود را، که مگر می شود وقتی تو خود را بر درِ سرای دوست، ارزانی بندگی او کرده ای و دل از اغیار، پیراسته و تنها به نور حق آراسته ای، لطف ویژه وی بر آن دل نورانی ات نتابد؟ مگر در قاموس مهربانی یگانه دادار بی همتا، ممکن است که تو بندگی اش کنی و وی، تو را برنکشد؟ که بی شک، خدایی که لایق ترین است برای محبت و ستایش و پرستش، آن قدر مرحمت دارد که وقتی با همگان از درِ عنایت و محبت وارد می شود، لاجرم با بندگان خاص خود چه ها می کند که زبان از بیان سرّ دلدادگی عاشق در برابر معشوق، وصف دلباختگی حبیب در برابر محبوب و درک عشقبازی بنده در برابر آفریدگار خود، قاصر است و قوه فهم، از ادراک آن، عاجز.

مرحوم علامه طباطبایی، در اثر گرانسنگ خود، المیزان، در باب این روایت از امام صادق که فرمود: رحمان، اسم خاص است به صفت عام، و رحیم، اسم عام است به صفت خاص؛ چنین شرح می دهد که: گویا مراد حضرت از ذکر این نکته، این باشد که رحمان، هرچند مؤمن و کافر را شامل می شود، ولی رحمتش خاص دنیاست و رحیم، هرچند عام است و رحمتش هم دنیا را می گیرد و هم آخرت را، ولی مخصوص مؤمنین است.

و تو خود بنگر که آیا می توان برای مهربانی و بزرگی و عظمت و لطف و سزاواری چنین آفریدگاری، نهایتی متصور شد؟ براستی که مهربانی او، بی پایان است...


نوشته شده توسط: سید محمد هادی طباطبایی | آخرین ویرایش:یکشنبه 28 شهریور 1389 | نظر شما() 

ستایش برانگیزترین

سه شنبه 23 شهریور 1389  08:14 ب.ظ

نوع مطلب :سوره حمد ،

الحمدلله رب العالمین: ستایش، مخصوص خدایی ست که پروردگار جهانیان است

عجب ستایش شورانگیزی! می گویند که ستایش بنده در برابر معبود، نه فقط ذکرِ خاصِّ سپاس و شکرگزاری ست، که یادآوری عظمت خالق حیّ توانا و یادکرد فراوانی نعمت های وی بر جسم و جان و خان و مان مخلوقات است...؛ و براستی که سزاوار ستایش است بلند مرتبه ای که بر هر کاری تواناست، بر هر مخلوقی، مهربان است و بر هر چیزی، مسلط.

در عیون اخبار الرضا، نقل شده که شخصی از علی(ع) در معنای «الحمدلله» پرسید که ایشان فرمود: خدای تعالی بعضی از نعمت های خود را بطور اجمال برای بندگان معرفی کرده، زیرا به سبب گستردگی و فراوانی آن نمی توانستند نسبت به همه آن آگاهی و معرفت پیدا کنند، لذا به آنان چنین گفت که تنها بگویند: الحمدلله علی ما انعم علینا.

فیلسوفان و مفسران زیادی در پی حقیقت «حمد» خداوند رفته و تفسیرهای شیوا و استواری ارئه داده اند؛ اما همگان در انتها به این نکته و نتیجه رسیده اند که تنها «او» سزاوار «حمد» است و لایق به ستایش، «او» که بهترین است و آگاه ترین، او که مهربان ترین است و قادرترین، او که پروردگار و خالق همه ممکنات است، «خدایی» بزرگ که «ستایش برانگیزترین» است...؛ آری، ستایش برانگیزترین.

براستی درک عظمت خداوند، دریافتنی ست؟ «حمد» او را پایانی ست؟ و وصف او را زبانی؟ که حتی محمد(ص)، عبد صالح پروردگار نیز، عاجز از حمد آن بی همتا، به او پناه می برد: «اللّهم لا احصی ثناء علیک کما أنت أثنیت علی نفسک: پروردگارا، من ثنای تو را نمی توانم برشمارم و بگویم، آنچنان که تو خود را ثنا کرده ای»

این را محمد می گوید، محمد امین، خاتم الانبیاء؛ او از خالق بی همتای خود می گوید که بزرگ پروردگار جهان و جهانیان است؛ از حمد او که لایق ترین است برای ستایش، او که ستایش برانگیزترین است... .

 

*عیون اخبارالرضا، از جمله معروفترین کتب فقه شیعی است، اثر ارزشمند ابوجعفر محمد بن علی بن بابویه قمی، ملقب به شیخ صدوق.


نوشته شده توسط: سید محمد هادی طباطبایی | آخرین ویرایش:یکشنبه 28 شهریور 1389 | نظر شما() 

داغِ بندگی

پنجشنبه 18 شهریور 1389  05:14 ب.ظ

نوع مطلب :سوره حمد ،

بسم الله الرحمن الرحیم: به نام خدای بخشنده مهربان

در باب معنی بسم الله گفته اند که "اسم" را از "سمة" مشتق کرده اند و "سمة" به معنی داغ کردن و علامت زدن است و گروهی نیز گفته اند که "اسم" را از "سمو" گرفته اند که به معنی علوّ و بزرگی و عظمت است و بی شک، آغاز کلام خدا، معجزه محمد و اعجاز تمام دوران ها، کلام متبرکی ست که بر صحیفه دلها می نشیند... .

رحمان و رحیم بودن خدا را علاوه بر اینکه به مهر و محبت عام و لطف و عنایت خاص وی نسبت می دهند، اما باز هم این واژگان، معانی و رموز درخوری دارد که شور و شیدایی می آفریند درک آن همه معنی و محتوا...

"رحمان"، صیغه مبالغه است که بر کثرت و بی شماری رحمت، و "رحیم"، صفت مشبهه است که بر بقا و ماندگاری لطف و رحمت خدا اشاره دارد و ترکیب آن در همنشینی با "الله" که اسم خاص خداوندگار و جامع جمیع صفات الهی است، ترکیب شورانگیزی می آفریند که آن را لیاقتی می بخشد از برای صدرنشینی در جمع واژگان اعجاب انگیز کتاب خدا.

و چه تفسیری شورانگیزتر از این، که اول هر کلام، ذکر نام خدای بلند مرتبه را متذکر می شویم، او که لطف و مهرش، بی حد و اندازه ست و همواره جاری و ساری است...؛

و بنده را راهی نیست جز آنکه داغ بندگی او را داشته باشد، که علامت فلاح و رستگاری است.


نوشته شده توسط: سید محمد هادی طباطبایی | آخرین ویرایش:یکشنبه 28 شهریور 1389 | نظر شما() 

نشان از بی نشان جویم...

چهارشنبه 10 شهریور 1389  02:14 ب.ظ

یکم. این که چرا این روز رو انتخاب کردم برای نوشتن درباره "نشانی"، شاید به این برمی گرده که این روزا، توی بهترین ماه خدا هستیم، توی شبایی که خدا، قرآن رو نازل کرد تا محمد، مردم رو آگاه کنه؛ تا قرآن، کلام خدا، بشه معجزه جاودان محمد، بشه چراغ راه اهل ایمان، بشه روشنگر راه اونایی که به دنبال "نشانی" درستن، نشانی حقیقی که آدم رو می رسونه به سرمنزل مقصود... به کعبه آمال...؛
دوم. این که الان "نشانی" هست و من می خوام اگه خدا توفیق بده، توی اون بنویسم از کلام خودش، همین بهم انرژی میده؛ که اگه لیاقت داشته باشم و خدا بهم توفیق بده، بتونم از اعجاز همه دورانها، قرآن کریم، بنویسم و خوب بنویسم...؛ انشاءالله.
سوم. توی "نشانی" قراره از آیات قرآن بنویسم، شاید نوشته هام یه وقتی برداشتی ادبی از یه آیه باشه، شاید گاهی بحثی تفسیری باشه با استفاده از کتب مربوطه، شایدم نگاهی عرفانی باشه به یکسری از آیات و نشانه های کلام الهی... .
چهارم. امیدوارم بتونم در این زمینه ها، بهتر بخونم، بهتر فرا بگیرم و بهتر بنویسم؛ این مهمترین دغدغه منه.
پنجم. توی این راه، به کمک و همراهی همه دوستان و صاحب نظران در این زمینه نیاز دارم و امیدوارم که همه عزیزان، بهر نحوی که براشون ممکنه، بهم کمک کنند؛ با شرکت در مباحث، اعلام نظر خودشون، بیان نقد و نظر و پیشنهادی که فکر می کنن ما رو در یافتن "نشانی" درست، کمک می کنه... . پس منتظر نظرات خوب همه دوستان هستم.
فعلا زیاده عرضی نیست...؛ التماس دعا.

نوشته شده توسط: سید محمد هادی طباطبایی | آخرین ویرایش:سه شنبه 23 شهریور 1389 | نظر شما()