تبلیغات
نشانی - مطالب فروردین 1390

تناسخ؟ نه!

دوشنبه 22 فروردین 1390  08:14 ق.ظ

نوع مطلب :سوره بقره ،

كَیف تَكفُرونَ باللّهِ وَ كُنتُم اموَاتا فَاحیَاكُم، ثُمّ یُمِیتُكم ثُمّ یُحییكُم ثُمّ إلَیهِ تُرجَعُونَ: چگونه به خداوند كافر مى شوید در حالى كه شما اجسام بى روحى بودید، او شما را زنده كرد، سپس شما را مى میراند، بار دیگر شما را زنده مى كند، سپس به سوى او باز مى گردید.

کسانی که به مسأله "تناسخ" اعتقاد دارند، چنین مى پندارند كه انسان بعد از مرگ، دوباره به همین زندگى باز می گردد، منتها روح او در جسم دیگر، حلول كرده و زندگی دوباره ای را در همین دنیا آغاز می كند و این مسأله، ممكن است بارها تكرار شود.
آیه فوق با صراحت می گوید: بعد از مرگ، یك حیات بیش نیست و طبعا این حیات، همان زندگى در رستاخیز و قیامت است، و به تعبیر دیگر، این آیه مى گوید: شما مجموعا دو حیات و مرگ داشته و دارید، نخست مرده بودید (در عالم موجودات بى جان قرار داشتید) خداوند شما را زنده كرد، سپس مى میراند و بار دیگر زنده مى كند، اگر تناسخ صحیح بود، تعداد حیات و مرگ انسان، بیش از دو حیات و مرگ بود. بنابر این عقیده به تناسخ از نظر قرآن باطل و بى اساس است .

البته گروهی نیز شاید آیه فوق را اشاره به حیات برزخى بدانند، در حالى كه آیه هیچ دلالتى بر آن ندارد، تنها می گوید: شما قبلا جسم بی جانى بودید، خداوند شما را زنده كرد، بار دیگر مى میراند (اشاره به مرگ در پایان زندگى این دنیا است) سپس زنده مى كند (اشاره به حیات آخرت) سپس سیر تكاملى خود را به سوى او ادامه مى دهید.


نوشته شده توسط: سید محمد هادی طباطبایی | آخرین ویرایش:دوشنبه 22 فروردین 1390 | نظر شما() 

نه دنیا دارند، نه آخرت!

شنبه 20 فروردین 1390  04:14 ب.ظ

نوع مطلب :سوره بقره ،

الَّذینَ یَنقُضونَ عَهدَ اللَّهِ مِن بَعْدِ میثاقِهِ وَ یَقطعُونَ مَا أَمَرَ اللَّهُ بِهِ أَن یُوصلَ وَ یُفْسِدُونَ فى الاَرْضِ، أولئك هُمُ الخاسِرُون: (فاسقان آنها هستند كه) پیمان خدا را پس از آن كه محكم ساختند، مى شكنند، و پیوندهایى را كه خدا دستور داده برقرار سازند قطع می کنند و در جهان فساد مى كنند، این ها زیانكارانند.

روز "الست" می گویندش، همان روزی که آدم، با خدای خود پیمان بست، که قول داد به خدای خود که "آدم" باشد، که جویای کمال باشد، که تنها به رضایت او بیندیشد، "او"یی که همه چیزش از اوست...

و همان روز "الست" بود که پیمان بست، "بلی" گفت و قول داد "بلا"ها به جان بخرد، اما پیمان شکنی نه! که هرگز فراموش نکند عهد خود را با خدایش، و الحق که عهد فروشی و پیمان شکنی در مرامش نبود... لابد نیاموخته بود این چیزها را هنوز...

مفسران قرآن بر این عقیده اند که نقض عهد، سبب نامیدن فاسقان به این نام و اتصاف آنان به این صفت است، چه "فسق" در زبان عرب، از الفاظی ست که به معنای بیرون آمدن از پوست تعبیر می شود و در نتیجه، وقتی نقض عهد را به فاسقان نسبت می دهد، لابد منظور از آن، شکستن عهدی بوده که پیش از آن بسته شده است

و این، اتفاقا عین مرام "فاسقان" است؛ که عهد خدای خود می شکنند و ناسپاسی می کنند و دل از محبت حق بریده اند، همان هایی که عاقبت، اهل زیانکاری اند و حسرت... اهل خسران دنیی و عقبی و به قول قدیمی ترها، نه دنیا دارند و نه آخرت!


نوشته شده توسط: سید محمد هادی طباطبایی | آخرین ویرایش:دوشنبه 22 فروردین 1390 | نظر شما() 

کاش قدر بدانیم...

شنبه 13 فروردین 1390  09:14 ب.ظ

نوع مطلب :سوره بقره ،

انّ اللّهَ لا یَستَحیی أن یَضرِبَ مثلا ما بَعوضَة فَما فَوقها، فَامّا الّذینَ امَنوا فَیَعلَمونَ انّهُ الحَقّ مِن ربّهم و امّا الّذینَ كَفَروا فَیَقولونَ ماذا ارادَ اللّهُ بِهذا مَثَلا، یُضِلّ بِهِ كثیرا وَ یَهدى بِه كَثیرا و ما یُضِلّ به الا الفسِقین: خدا از این كه به پشه و یا كوچك تر از آن مَثل بزند، شرم نمى كند، مؤ منان چون آن را بشنوند، می دانند كه درست است و از ناحیه پروردگارشان است، ولى كافران گویند خدا از این مثل چه منظور داشت؟ بسیارى را با آن هدایت و بسیارى را به وسیله آن گمراه مى كند، ولى جز گروه بدكاران، كسى را به آن گمراه نمى كند.

حکایتِ ساده ای ست، می گوید خدایت برای این که هدایت شوی، از هیچ کاری فروگذار نمی کند؛ از هیچ کاری... حکایت ساده ای ست؛ که آن که باید، از هر حرفی، از هر نشانه ای، از هر مثالی، مفهوم را در می یابد و راه را می شناسد...

جمعى از مفسران از ابن عباس در شأن نزول نخستین آیه فوق، چنین نقل كرده اند: هنگامى كه خداوند در آیات گذشته پیرامون منافقین، دو مثال براى آنها بیان كرد (مثلهم كمثل الذى استوقد نارا... و او كصیب من السماء...) منافقین گفتند خداوند برتر و بالاتر از این است كه چنین مثال هایى بزند و از این راه، در وحى بودنِ قرآن اظهار تردید كردند، در این موقع آیه فوق نازل شد و به آنها پاسخ گفت.

کاش قدر این چیزها را بدانیم و بداریم...


نوشته شده توسط: سید محمد هادی طباطبایی | آخرین ویرایش:شنبه 13 فروردین 1390 | نظر شما()