تبلیغات
نشانی - مطالب تیر 1390

چقدر سخت است "آدم بودن"

شنبه 25 تیر 1390  06:14 ب.ظ

نوع مطلب :سوره بقره ،

قالَ یا آدمُ انبِئهُم بِاسمائِهِم فَلَمّا أنبَاهُ بِأسمائِهِم قالَ ألَم اقُل لَكُم انّى أعلَمُ غَیب السّموات والأرض و أعلَمُ ما تُبدونَ وَ ما كُنتُم تَكتُمون: گفت اى آدم، فرشتگان را از نام ایشان آگاه كن و چون از نام آنها آگاهشان كرد، گفت مگر به شما نگفتم كه من نهفته هاى آسمان و زمین را می دانم؟ آنچه را كه شما آشكار كرده اید و آنچه را پنهان می داشتید، می دانم.

گفته بود فرشتگان را که "اگر می دانید ، بسم الله؛ مرا هم از "اسماء" خبر دهید"؛

گفته بودند خدای تعالی را که "ما فقط آنچه را می دانیم که تو به ما تعلیم داده ای"؛

گفته بود آدم را "که آنها را از نامشان آگاه کن"؛

گفته بود و آگاه کرده بود "فرشتگان را از اسماء"؛

گفته بود فرشتگان را که "من از همه نهان و آشکار خبر دارم و از همه چیز آگاهم"؛

گفته بودند... گفته بودند؟! حرفی نداشتند فرشتگان درگاهش؛ پذیرفته بودند، تسلیم شده بودند، حرفی نمانده بود برایشان... حرفی نمانده بود.

در "تفسیر نمونه" در شرح این آیات، چنین آمده: "در حدیثى كه از امام صادق (ع) در تفسیر این آیات آمده، نیز به همین معنى اشاره شده است كه فرشتگان بعد از آگاهى از مقام آدم، دانستند كه او و فرزندانش سزاوارترند كه خلفاى الهى در زمین و حجت هاى او بر خلق بوده باشند."

چقدر سخت است "آدم بودن".


 

* ماجرایی دارد این ماه میهمانی خدا، این ماه عزیز... قرار است در این روزهای پیشِ رو، در این ماه ضیافت، در این روزهای ماه میهمانی خدا؛ هر روز با نوشته ای، با دل نوشته ای، برگرفته از فرقان، قرآن محمد (ص)، برآمده از دل و جان، که لاجرم بر دل هم بنشیند، گذران ایام کنیم؛ با این امید و آرزو، با این نذر و نیاز، با این توقع و چشمداشت، که خود، که قرآنش، که کلامش، یاری مان کند تا این ماه عزیز که به پایان رسید، توشه ای برداشته باشیم حتی به اندازه ترک یک عادت ناپسند، حتی به اندازه به دست آوردن یک دل، حتی به اندازه پوزش از خطایی سهوی که در حق کسی انجام داده ایم...
"
نشانی" دوستانی می خواهد تا با این امید، به استقبال این ماه عزیز بروند؛ همراهانی می خواهد که یاری اش کنند... قرار است از ابتدای ماه مبارک رمضان، در هریک از روزهای این ماه عزیز، نوشته ای کوتاه یا بلند، برگرفته از آیات قرآن مجید، برآمده از عمق جان، بنویسیم تا ثبت کنیم این لحظه های معنوی را... برای بهتر زیستن، برای بهتر شدن، حتی اندکی، حتی به اندازه سر سوزنی... قرار است در "سی روزۀ راز و نیاز" امیدوارانه از این ها بگوییم... .
"
نشانی" چشم انتظار همراهی همراهان همدل است در این بزم ساده و صمیمی... با این امیدواری که در پایان این ماه مبارک، نشانی از این "سی روزۀ راز و نیاز" به یادگار داشته باشیم... .


نوشته شده توسط: سید محمد هادی طباطبایی | آخرین ویرایش:چهارشنبه 29 تیر 1390 | نظر شما() 

سمعا و طاعه یا حضرت خالق!

یکشنبه 19 تیر 1390  09:14 ب.ظ

نوع مطلب :سوره بقره ،

قالوا سُبحانَک لا عِلمَ لَنا الّا ما عَلَّمتَنا انّك أنتَ العَلیمُ الحَكیم: فرشتگان عرض كردند: منزهى تو، ما چیزى جز آنچه به ما تعلیم داده اى، نمى دانیم؛ تو دانا و حكیمی.

به فرشتگانش، به همیشه مقربان درگاهش، نهیب زده بود، حرف ها گفته بود به اشارت، به رمز...

گفته بود خلیفه است آدم روی زمین؛

گفته بود جانشین من است روی زمین؛

گفته بود می تواند تا اعلی علیین بالا رود؛

گفته بود آفرین بر من، که همچون اویی آفریدم؛

گفته بود شما نمی دانید آنچه را که من می دانم...

زبانشان بند آمده بود، مانده بودند چه بگویند؛ حرفی نداشتند؛ آخر آنها فرشته بودند، مقرب درگاه، و جز آنچه اندوخته بودند و اموخته بودند، چیزی نمی دانستند... حتما حکمتی داشت که اینگونه از "مخلوق" خود می گفت...

حرف آخر را زده بود، چاره ای نبود برای پاسخ، و دلیلی نبود برای ادامه دادن بحث... دست آخر گفتند: "سمعا و طاعه؛ ما تنها آنی می دانیم که به ما آموخته ای، و لا غیر؛ سمعا و طاعه یا حضرت خالق... ."


نوشته شده توسط: سید محمد هادی طباطبایی | آخرین ویرایش:یکشنبه 19 تیر 1390 | نظر شما()